تحلیل و مقایسه سؤالات زیست‌شناسی کنکور سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۴ بر اساس طبقه‌بندی بلوم در پایه‌های تحصیلی
کد مقاله : 1119-6THBIOEC (R1)
نویسندگان
فاطمه محمدی1، مهشاد شریف زاده1، مرجان عابدی *2
1گروه آموزش زیست شناسی، دانشکده علوم پایه شهید رجایی، دانشگاه فرهنگیان، اصفهان، ایران
2استادیار، گروه آموزش زیست شناسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
چکیده مقاله
کنکور سراسری به‌عنوان یک آزمون پرمخاطره، می‌تواند بر محتوای آموزش، شیوه تدریس و نوع ارزشیابی دروس زیست‌شناسی اثرگذار باشد. این پژوهش با هدف شناسایی الگوی سطوح شناختی سؤالات زیست‌شناسی کنکور و شکاف احتمالی آن میان پایه‌های تحصیلی انجام شد. روش پژوهش، توصیفی‑تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای کمّی بود. جامعه پژوهش شامل ۴۷۰ سؤال زیست‌شناسی در ۱۰ نوبت آزمون سراسری از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۴ بود که بر اساس طبقه‌بندی بلوم کدگذاری شدند. برای بررسی پایایی، سؤالات توسط دو کدگذار مستقل بررسی و توافق تقریبا کامل از ضریب کاپای کوهن بدست آمد. یافته‌ها نشان داد ۳۴.۰٪ سؤالات در سطح به‌خاطرآوردن، ۲۸.۳٪ فهمیدن، ۱۱.۱٪ کاربستن و ۲۶.۶٪ تحلیل قرار دارند و هیچ سؤالی در سطوح ارزشیابی و خلق مشاهده نشد. روند تغییر سطوح شناختی معنادار نبود، اما شکاف معناداری میان پایه‌های تحصیلی در سطح کاربستن مشاهده شد: سهم این سطح در پایه دوازدهم (۲۴.۶٪) به‌طور معناداری (۰۰۰۱ p<)بیشتر از پایه یازدهم (۲.۲٪) و دهم (۵.۰٪) بود، درحالی‌که سایر سطوح شناختی در سه پایه تفاوت معناداری نداشتند. نتایج نشان می‌دهد مهمتر از مشکل حافظه‌محور بودن کنکور به‌عنوان آزمون ورود به آموزش عالی، مسائلی بنیادین از منظر آموزشی در طراحی این سوالات وجود دارد که از آن جمله جهش ناگهانی در سطح سوالات کاربستن بین پایه یازدهم و دوازدهم است که حلقه‌ی واسط میان سطح شناختی فهمیدن و تحلیل را دچار گسست می‌کند. بر این اساس، طراحی تدریجی فعالیت‌ها و ارزشیابی‌های کاربستی از پایه دهم و تقویت پیوستگی شناختی سه‌پایه برای معلمان، طراحان سوال و سیاست‌گذاران پیشنهاد می‌شود.
کلیدواژه ها
آموزش زیست‌شناسی، کنکور سراسری تجربی، طبقه‌بندی بلوم، آموزش مفهومی، ارزشیابی.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی