واکاوی مدل‌های ذهنی دانش‌آموزان در مفاهیم زیستی دوره اول متوسطه و ارائه چارچوبی برای تشخیص و اصلاح مفهومی
کد مقاله : 1159-6THBIOEC (R1)
نویسندگان
محمد غفارزاده *
دانشجوی دکتری شیمی معدنی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
چکیده مقاله
مدل‌های ذهنی دانش‌آموزان دوره اول متوسطه در تبیین پدیده‌های زیستی اغلب بر پایه تجربیات شخصی و مفروضات شهودی شکل می‌گیرند. در صورتی که این مدل‌ها با توضیح علمی صحیح منطبق نباشند، «بدفهمی» یا تصورات جایگزین پدید می‌آید که می‌تواند یادگیری مفاهیم پیشرفته‌تر را مختل کند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل مدل‌های ذهنی دانش‌آموزان پایه‌های هفتم تا نهم درباره چهار مفهوم فرایندی زیستی منتخب (فتوسنتز، تنفس، گوارش و گردش مواد) طراحی شد. روش مطالعه کیفی با رویکرد استقرایی بود. داده‌ها از طریق «آزمون تشخیصی چهارسطحی»، پرسش‌نامۀ استدلال مفهومی، ترسیم مدل‌سازی مفهومی و مصاحبه نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری شد. در تحلیل، پاسخ‌های دانش‌آموزان به مفاهیم زیستی به سه سطح یا الگوی ذهنی طبقه‌بندی شد: مدل «غیرعلمی/شهودی»، مدل «جزئی/شبه‌علمی» و مدل «علمی/منسجم». یافته‌ها حاکی از آن است که بخش عمده‌ای از دانش‌آموزان مدل‌های ذهنی ناقص یا نادرستی دارند که نمونه‌هایی از آن «دریافت غذای گیاه از خاک» یا «سوختن غذا در معده به‌جای واکنش آنزیمی» هستند. برای هریک از مفاهیم، «الگوهای بدفهمی» مشترک (مثلاً همزیستی تنفسی و فتوسنتزی ناسازگار) استخراج شد. بر اساس این نتایج، چارچوب پیشنهادی پژوهش شامل مراحل «موقعیت‌سازی پدیده‌ای- آشکارسازی مدل‌های ذهنی-تحلیل منابع بدفهمی- طراحی فعالیت‌ها و شواهد تعارض‌برانگیز- بازسازی و ارزیابی مدل ذهنی» است. این چارچوب، با استفاده از ابزارهای چندمنبع تشخیصی و فعالیت‌های آموزشی هدفمند، به معلمان کمک می‌کند تا پیش از آموزش صریح، مدل ذهنی موجود دانش‌آموز را بیابند و آن را به تدریج به مدل علمی اصلاح کنند. نتایج تحقیق، راهنمایی برای طراحی درس‌های میان‌رشته‌ای و مداخله‌های اصلاحی در آموزش زیست‌شناسی دوره اول متوسطه فراهم می‌آورد.
کلیدواژه ها
مدل ذهنی؛ بدفهمی مفهومی؛ اصلاح مفهومی؛ آموزش زیست‌شناسی؛ آموزش چندسطحی تشخیصی؛ یادگیری فرایندی.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر